نرگسنرگس، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 25 روز سن داره

نرگس جون عشق من وباباش

بالاخره صدای نرگس توی خونمون پیچید

1391/4/23 11:38
نویسنده : مامانی
1,380 بازدید
اشتراک گذاری

شنبه 19 آذر 90 شب حدود ساعت 7-8 اومدیم خونه

موقعی که می خواستم برم بیمارستان با خونه خداحافظی کردم نمیدونستم بازگشتی بود یا تو تنهایی برمیگشتی.

ولی با هم برگشتیم و صدای اونقع فضای خونه را پر کرد چه روزای خوبی بود خونمون  یک اتاق خواب داره و به شدت هم سرد بود که درش را بستیم و3 تایی تو پذیرایی خوابیدیم.

فردا صبح همه جای خونه را بهت نشان دادم و برات تک تک را توضیح دادم. از اول هم فکر می کردم بیستم به دنیا میای. یکشنبه مهربان مهری (همسایه طبقه پایین) اومد دم در ببینه دردم نگرفته نمی خوام برم بیمارستان ؟ در را که باز کردم دید شکمم کوچیک شده با تعجب پرسید منم بهش گفتم که به دنیا اومدی.کلی خوشحال شدو اومد تو که ببینتت وکلی ذوق کرد در ادامه مطلب هم چند تا عکس می ذارم از کسری پسر مهربان که حدود 2 سال از تو بزرگتره و باباجون

 

اینقدی بودی اومدیم خونه

نرگس در خانه

کنار مبل را چیندم تا از زیر مبل باد نیاد خیلی هوا سرد بود

من و نرگس و بابا وخانه

این هم عکس باباجونت در حال بچه داری

البته خواب نیست خودش را زده به خواب

باباجون و بچه داری

 

این هم کسری پسر مهربان

کسری که از اومدنت خوشحاله

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)